کی میشود بیایی

صفحات وبلاگ

اسلام در قاره آمریکا
مهدی عجل الله تعالی فرجه در غدیر
ادبیات مهدویت
ویژگی های یاران امام
غیبت صغری و غیبت کبری
مهدی موعود اسلام از عرب است
اگر منتظر واقعی بودم...
از انتظار چه بگویم؟...
دین بر پایه انتظار
گل سرخ

دوستان من


























1. صیانه ماشطه

او یکی از همان سیزده بانویی است که در دولت حضرت مهدی علیه السلام زنده شده و به دنیا باز میگردد.وی همسر حزقیل پسرعموی فرعون و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود حضرت موسی علیه السلام ایمان آورده بود اما همچنان ایمان خود را پنهان میکرد. نوشته اند روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بی اختیار نام خدا را بر زبان جاری ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه بلکه نام کسی را بر زبان آورم که پدر تو را آفریده است.دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صیانه را احضار کرد و گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی کشم و تو را پرستش نمی کنم. فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه ی بچه های آن زن را در حضورش در آتش افکنند چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه میخواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستی! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افکنده سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دین او را در دولت امام مهدی زنده می گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.

2. سمیه مادر عمار یاسر

وی هفتمین نفری بود که به اسلام گروید و بدین سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شکنجه ها را بر او روا داشت.او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار کرد که پیامبر خدا را دشنام دهند اما آنها حاضر به چنین کاری نشدند. او نیز زره آهنی به سمیه و یاسر پوشانید و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت . پیامبر که گاه از کنارشان عبور می کرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مینمود و می فرمود:(صبرا یا آل یاسر فان موعدکم الجنت) یعنی ای خاندان یاسر صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است. سرانجام  ابوجهل بر هر یک ضربتی وارد ساخت و ایشان را به شهادت رساند.خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتی که در راه اعتلای اسلام نشان داد و بدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد در ایام ظهور مهدی آل محمد صلی  الله علیه و آله و سلم زنده واهد نمود تا تحقق وعده الهی را ببیند و در لشکر ولی خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.

3. نسیبه دختر کعب مازنیه

او معروف به ام عماره و از زنان فداکار صدر اسلام است که در برخی از جنگهای پیامبر اسلام (ص) شرکت جسته و مجروحان جنگی را مداوا کرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا کرد و با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخمهای فراوان برداشت. پیامبر عزیز این فداکاری را ستود و به فرزندش عماره چنین فرمود : امروز مقام مادر تو از مردان جنگی والاتر است . پس از فروکش کردن جنگ نسیبه با سیزده زخم  سنگین به همراه دیگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنیدن فرمان پیامبر (ص) که فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند نسیبه از جای برخاست و آماده رفتن شد اما به علت شدت خونریزی نتوانست شرکت کند. همین که پیامبر از تعقیب دشمن برگشت و پیش از آنکه به خانه برود عبدالله بن کعب مازنی را برای احوالپرسی نسیبه و سلامتی وی به نزد او فرستاد و چون از سلامتی وی آگاه گشت شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد. نسیبه از کسانی است که برای یاری امام مهدی(ع) زنده خواهد شد.

4. ام ایمن

از زنان پرهیزکار و خدمتکار حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است. پیامبر به او مادر خطاب می کرد و می فرمود : (هذه بقیت اهل بیتی) این زن باقی مانده ای از خاندان من است. وی همواره در کنار زنان مجاهد در جبهه جنگ به مداوای مجروحام می پرداخت.ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود که در ماجرای فدک حضرت زهرا (ع) او را به عنوان شاهد معرفی کرد. وی پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.خداوند به برکت مهدی (ع) به هنگام ظهور او را زنده می گرداند تا در لشکر گاه امام به خدمت گماشته شود.

5. ام خالد

در روایت دو بانو بدین مشهور شده اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعه الید(دست بریده) باشد که یوسف بن عمر پس از به شهادت رساندن زید بن علی بن الحسین در کوفه دست او را به جرم شیعه بودن قطع کرد. در کتاب رجال کشی درباره ی شخصیت و مقام این زن فداکار از امام صادق (ع) مطلبی ذکر گردیده که حایز اهمیت است. ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم که ام خالد مقطوعه الید از راه رسید . حضرت فرمود: ای ابا بصیر آیا میل داری که کلام ام خالد را بشنوی؟ من عرض کردم: آری ای فرزند رسول خدابا شنیدن آن شادمان می گردم در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وی در کمال فصاحت و بلاغت صحبت میکند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت .

6. زبیده

مشخصات کاملی از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد که شیخ صدوق (ره) درباره اش گفته است: وی یکی از هواداران و پیروان اهل بیت است. هنگامی که هارون دانست از شیعیان است قسم خورد که طلاقش دهد . زبیده کارهای خدماتی بسیاری داشت که یکی آبرسانی به عرفات است. همچنین نوشته اند وی یکصد کنیز داشت که ÷یوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سکونت او صدای تلاوت قرآن شنیده میشد. زبیده در سال 216 قمری رحلت کرد.

7. حبابه والبیه

از زنان والا مقامی است که دوره زندگی هشت امام معصوم را درک کرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین و امام رضا (ع) جوانی اش به او بازگردانده شد. اولین ملاقات  وی با امیرمومنان علیه السلام بود که آن حضرت دلیلی بر امامت درخواست کرد. حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود : پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثری بر جای بگذارد او امام من است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام دیگر میرفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ میزدنند و اثر آن نقش می بست. نوبت که به امام رضا (ع) رسید حضرت نیز چنین کرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا (ع) زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت. روایت شده است که وقتی حبابه به خدمت امام زین العابدین (ع) رسید یکصدوسیزده سال از عمرش سپری شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره ای نمود و جوانی اش بازگشت. همچنین نوشته اند صورت حبابه از زیادی سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکیده ای شده بود.

8. قنواء

دختر رشد هجری یکی از شیعیان و پیروان علی (ع) و خود از یاران با وفای امام  جعفرصادق(ع) است. وی دختر بزرگمردی است که در راه محبت و دوستی امیرمومنان به طرز دلخراشی به شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید بر می آید که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیدالله بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پای پدر خود بوده و به کمک دیگران بدن نیمه جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده و به خانه منتقل کرده است. روزی قنواء به پدرش گفت :پدرجان چرا این همه خود را به رنج و مشقت عبادت می اندازی؟ پدر د جواب گفت: دخترم پس از ما گروهی خواهند آمد که بینش دینی و شدت ایمانشان از ما که این همه خود را به زحمت عبادت انداخته ایم بیشتر است.

 

2 نظر

زهرا مجاهدی | 0:0 - شنبه بیست و نهم آبان 1389